تبلیغات
مطالب عاشقانه - جملات احساسی
تاریخ : دوشنبه 22 خرداد 1391 | 09:09 ق.ظ | نویسنده : erfan hosseinzadeh
مرد اگر بودم

نبودنــت را غروب های زمستان در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم

. نبودنــت دود می شد و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه . ...

بعد تکیه می دادم به صندلی

چشمهایم را می بستم و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم

تا بیشتر از یادم بروی .

نامرد اگر بودم ،

نبودنـــت را تا حالا باید فراموش کرده باشم .

مرد نیستم؛ اما نامرد هم نیستم !

زنم و نبودنـت پیرهنم شده است . . .



*****


همیشه و همیشه

در انتظار نیامدنت سکوت می کنم و از تو ...!!!؟؟؟

می آیی؟؟؟

نمی دانم!!!

اما خوب می دانم که نمی آیی و این قصه را به هیچکس نمی گویم حتی به تو!

امروز چقدر انتظار نیامدنت را کشیده ام باور کن!!!

شاید باور نکنی در ازدحام این همه آدم سخن گفتن را نیز فراموش کرده ام...


*****
باز از خط زده ام بیرون

مهربانا

دوباره سر سطر را نشانم بده...

*****

یعنی میشود روزی برسد

که بیایی

مرا در آغوش بگیری

بخواهم گله کنم

بگویی هیس

همه کابوس ها تمام شد ...؟؟؟


*****


بی هیچ صدائی می آیند

زمانی که نمی دانی

در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و...

بی هیج نشانی از دلت می گریزند

... تا تمام چیزی که به یاد می آوری

حسرتی باشد به درازای زندگی

چه قدر بی رحمند رویاهـا ...


*****


درگیرم، درگیر!

کلنجار می روم

با خود و این همه نقطه های که در پشت سرم جا مانده!!

و جای آبی را گرفته

که قرار بود با آن بدرقه ام کنی......!

مچاله کرده ام کاغذ پاره ها را

خاطرات با تو بودن را به رخم میکشند!!!


*****

حسرت!!!

حسرت خنده از ته دل

حسرت زار زدن با صدای بلند

حسرت قهقهه زدن

حسرت ترکیدن بغض

تو بغل تو...

حسرت رفاقت صداقت حقیقت عدالت

حسرت خیلی چیزها به دلم مون ...

حسرت با تو بودنم روش ...



طبقه بندی: اس ام اس های احساسی،