تبلیغات
مطالب عاشقانه - خواندنی و جالب
تاریخ : دوشنبه 22 خرداد 1391 | 08:11 ق.ظ | نویسنده : erfan hosseinzadeh
زن بودن کار مشکلی ست....
مجبوری به مانند یک بانـو رفتار کنی ؛
همانند یک مـرد کار کنی ،
شبیه یک دختر جـوان به نظر برسی !
و همتای یک خانوم مسن فـکر کنی…
ودردناک تر اینکه هیچکدام خودت نباشی
وبخواهی نقش بازی کنی.
----------------------------------------------
من زنم
و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو!
دردآور است که من آزاد نباشم
تا تو به گناه نیفتی.
قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند...
تاسف بار است
که باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم...
(سیمین دانشور)
------------------------------------------------------
پدران ما
جمله عاشقانه‌ای به مادرانمان نگفتند ؛
شعری از نیما و سهراب برایشان نخواندند ؛
شعر کوچه را از بر نداشتند ؛

چگونه بود که تا همیشه کنار هم ماندند...؟؟
و گذشتند از آرزوهایی که ما نه به آن می‌رسیم و نه از آن می‌گذریم ؟!!
حتی به بهای گذشتن از هم.
---------------------------------------------------------------

سیگار بکش ؛
مست کن؛
بغض کن ؛
گریه کن ؛
ولی .... با آدم بی ارزش درد و دل نکن ...
---------------------------------------------------------------------

فــــرشـتـه از شـیـطـان پـرسیـد:
بـزرگـتــرین حـربـه ات بـرای فـریب انسانهـا چیست ؟
گفت: بـــه آنـهـا میگویم " هـنوز فـرصت هست "
شـیـطان از فـرشته پرسیـد:
تو برای امید دادن به انسـانها چه میگویی؟
فــرشتــه گفت : " هـنـــــوز فــــرصت هست "
وقتی پشم ِ گوسفندانم را چیدم ،
دیدم همه گرگند ....
-------------------------------------------------
اگر کفشت پایت را می زد
و از ترس ِ قضاوتِ مردم پابرهنه نشدی
و درد را به پایت تحمل کردی ،
دیگر در موردِ آزادی شعار نده !
(آلبر کامو)
------------------------------------------------------
روزگار
چنان شاهرگ کلامم را بریده
که سکوتم بند نمی آید...
نیازی به انتقام نیست.....
فقط منتظر بمان..
آن ها که آزارت می دهند،
سرانجام به خود آسیب می زنند.
و اگر بخت مدد کند،
خداوند اجازه می دهد
تماشاگرشان باشی !!
----------------------------------------------------------
مــردان دیــن مــی گــوینــد:
"یــاد خــدا هــر گــره ای را بــاز مــی کنــد!"
خــدایــا!
مــن بــی وفــا نشــده ام
کــه ســراغــت را نمــی گیــرم،
فقــط گــره ســرنــوشــت مــان را دوســت دارم . . .
-----------------------------------------------------------------
گاهی آنقدر مهربان می شوی
كه نمی دانم
بایدكجا به دنبال دسته گلی كه به آب دادی بگردم!
------------------------------------------------------------
مــن تــافتــه ی جــدا بــافتــه نیستــم!
مــن بــا همــه بــافتــه شــده ام!
تنهــا
خــواب آلــود
و بــی حــوصلــه بــوده انــد،
خــدا
و فــرشتگــان سینــه چــاکــش،
بــه وقــت بــافتنــم انگــار . . .
-----------------------------------------------
یک روز در نیمه راه زندگی
از خود جلو زدم،
حالا دیریست وا مانده ام به راه
در انتظار خویش....
-------------------------------------------
...
چه دنیای بدی ه
آدم ها رو از هم دور میکنه
آدمو در حصار زمان و مکان حبس میکنه
آدمهای خوب رو رفیقای واقعی رو از آدم میگره و دور میکنه
هیچ وقت نمیبخشمش این دنیا رو
-------------------------------------------------
افسانه است
همه ی آن قصه ها ازعشق
هیچش نبود
جز طعمِ تلخِ دروغ
------------------------------------------
رفتم آرام وآهسته
حوصله هایم رانیز با خود بردم
ندید و نخواست که به ببیند
حتی بودنم را
-------------------------------------------
سرشار از تهی ام
من مانده ام قدم های فراموشی
و سکوت دشت و احساس ِ خسته ام
خسته و فرتوت با صورتکی از لبخند
و درونی پوسیده
به گوشه ای خزیده
به تماشای غروب درونم
---------------------------------------------------------
آدمها سیگار نیستن
که تا وقتی ازشون استفاده میکنی و لذت میبری نگهشون داری
بعد که تموم شدن پرتشون کن زمین و زیر پات لهشون کنی
اون موقعی که داری دود میکنی ها یه نیم نگاهی به سوخنتش بنداز
------------------------------------------------------------------------
وقتی غرور آدمی رو زیر پاهات له کردی
بعد حق به جانب ایستادی و له شدنش رو نگاه کردی
و اصلن یکبار هم فکر نکردی که اونی که غرورش رو شکستی
برات خیلی معرفت گذاشت
اون وقت منتظر بمون که اون آدم کم کم از کنارت محو بشه
بره و حتا خاطره هاشو هم پاک کنه
-----------------------------------------------------------
حسود شده ام
پیش از این نبودم
چه حسه غریبی دارد
این که به هر آنچه نزد توست حسادت میکنم
---------------------------------------------------------
قلبم تنگ فشرده میشود
و تو چه سان آسوده میخندی
و باور نمیکنی...
کاش کمی مرا جدی تر می انگاشتی
--------------------------------------------------------------
امروز حسرت خوردم
حسرت انسانیت
می پنداشتم افسانه باشد
دل شادم که یکبار دیدمش
اما با دیدنش گریستم
نمیدانم از شوق بود یا غم نبودنش
اما حسرت خوردم بر حال خودم
بر حالِ مردمانی که از یاد برده اند حتی واژه اش را
انسانیت
انسانیت
-------------------------------------------
بی خبرآمدی ..
حالا هستی
نزدیکم
کنارم
فقط کمی آن سو تر
اما رخصت نمی دهی
ماهِ من، تورا ببینم
حجاب کرده ای! ...
-------------------------------------------------
هیچ وقت نذار کار به اونجا بکشه که زنی نیاز هاش رو خواهش کنه ...
و اگه کشید ، بیشتر از اونی که خواسته براش بذار.
که باورت کنه ...
اگه نه منتظر باش.....
منتظر بهونه گیریش....
... سکوتش.......
کم حرفیش....
زنگ نزدنش....
نبوسیدنش....
نخواستنش....
چشمای غمگینش...
رفتنش.....رفتنش.....
----------------------------------------------------------
از شنا کردن در مسیر پر تلاطم رود لذت ببر؛
فرقی ندارد
در انتها
به دریا برسی
یا به مرداب


طبقه بندی: اس ام اس های عاشقانه،