تبلیغات
مطالب عاشقانه - عاشقانه...
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : erfan hosseinzadeh
دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل

بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...

توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل

بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟

در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم...

توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل

بگم: میای صدای ناله ی برگای سعدآباد رو در بیاریم خش خش صدا بدن؟در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار...

توی زمستون زنگ بزنم بدون هیچ دلیل

بگم چنارای ولیعصر منتظرن با یه عالمه برف، بعد با تردید بپرسم: میای که؟

در جوابم بدون مکث بگه : یه جفت دستکش میارم فقط . یه لنگه من یه لنگه تو...سر اینکه

دستای گره شدمون توی جیب کی باشه بعدا تصمیم میگیریم...



طبقه بندی: شعر و متن عاشقانه،