تبلیغات
مطالب عاشقانه - دوستت دارم...
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 | 10:51 ق.ظ | نویسنده : erfan hosseinzadeh
دوستت دارم...


دوستت دارم...
باران میبارید من بودم و او

زیر همان چتر شیشه ای

مرا به بهانه اینکه چتر کوچک است

و دو نفر را جا نمیدهد.....

در آغوشش فشرد

و به بهانه اینکه نفسم گرمش کند

گفت: به چشمانم نگاه کن تا نفسهای داغت را

لبهایم حس کند.....

و آن بهانه ها بود که مرا بی بهانه

با سحر و جادویش به کام کشید

حرفهای قشنگی زد

او كنار گوشم گفت:......................!

او گفت....

دوستت دارم...



دوستت دارم...



طبقه بندی: شعر و متن عاشقانه،